كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
82
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
ميرزا پيرمحمد فرمود كه دفترهاى مالى و خراجى را تمام در آب شستند و اصفهان را به فرزند خود ميرزا عمر شيخ داد و امير سعيد برلاس و شيخ محمد جوان و فاضل را پيش او گذاشت و ضبط مال ديوان را به خواجه مظفر الدين مسعود نطنزى رجوع فرمود و شيخ يساول را به حكومت كاشان فرستاده به شيراز معاودت فرمود و در مستقر دولت آرام يافت . ذكر محاربهء ميرزا ابا بكر و امير قرايوسف و كشته شدن معز الدين ميرزا ميرانشاه گوركان سابقا مذكور شد كه ميرزا ابا بكر چند نوكر معتبر خود را در موضع درگزين كشته به قروقارغون رفت و چندگاه آنجا ساكن بود . ناگاه خبر آمد كه شكر اللّه جمال الدين بلغر و بردى بيك و شرفشاه طارمى اواخر ذى حجه شيخ حاجى عراقى را كشتند . ميرزا ابا بكر طبل بشارت فرمود و از راه قروقارغون به راه سجاس به گوزل درآمده و يك دو ماه آنجا بود . شكر اللّه شرف دستبوس يافت و به منصب عالى وزارت مشرف شد و در اين اثنا ، خبر عزيمت قرايوسف به جانب سلطانيه محقق شد . ميرزا ابا بكر درويش قوشچى را با دويست مرد جلد در سلطانيه گذاشته از جلكاى رى به پاى كوه دماوند رفت و تابستان آنجا گذرانيد و امير قرايوسف و امراى تراكمه به سلطانيه آمده يك شب آنجا بودند . روز ديگر سلطانيه را غارت كرده مردم او را خانه كوچ به تبريز و مراغه و اردبيل بردند . و در اين ولا ، سلطان معتصم پسر سلطان زين العابدين بن شاه شجاع كه دخترزادهء سلطان اويس بود ، از صدمت حضرت صاحبقران فرار نموده بازآمد و پناه به قرايوسف آورد و قرايوسف او را تربيت فرموده به همدان و لرستان فرستاد و خود به تبريز رفت و ميرزا ابا بكر خبر مراجعت قرايوسف شنيده عازم سلطانيه شد و درين ولا ، دانست كه شكر اللّه بلغر با امير سيد رضا كيا حاكم گيلانات بيعت كرد و از قزوين به رودبار رفت . ميرزا ابا بكر به قزوين آمده خواجه شرف الدين خالدى و سيد عز الدين را با جمعى به طلب شكر اللّه فرستاد و